هیچ وقت استعداد نوشتن نداشتم یک اتفاق باعث شد فیلمنامه ای بنویسم که هیچ وقت تبدیل به فیلم نشد و من به عنوان یک بی استعداد در نویسندگی دیگر هیچ قصه ای ننوشتم چند سال قبل براي مدتي در یک دفتر کار همنشین چند تن از اهالي سينما بودم بيشتر کارگردان هاي ايراني خودشان نويسنده آثارشان هم هستند و بيشتر اوقات روز را به نوشتن مي پردازند و يار هميشگي آنها مداد و کاغذ است بر خلاف زمان فیلمبرداری فضا ساکن و بی تحرک بود
همنشيني با اين دوستان باعث شد نا خواسته دست به قلم شوم و فيلمنامه اي را که هرگز تبديل به فيلم نشد را بنويسم اما چرا تبديل به فيلم نشد هم مشخص است چون با توجه به داستان آن هرگز در ايران ....... بگذريم
اما خلاصه قصه :
داستان مربوط به پسر بچه اي بود که به همراه دوست خود قصد داشتند با رقص و آواز و نواختن ضرب در خيابان ها و پارک و اتوبوس و اماکن عمومي شهر مبلغي پول تهيه کنند تا بتوانند يک طبل بزرگ براي ايام عاشورا و تاسوعا بخرند نواختن ضرب و به قول عوام مطربی براي نواختن طبل و عزاداری !
روزهاي ابتدايي با استقبال مردم روبرو بودند و در بعضي مواقع ده ها نفر اطراف آنها شاهد رقص هنرمندانه یکی از بچه ها ( که اتفاقا بازیگر نقش را هم در یکی از مدارس جنوب شهر یافتیم ) و نواختن ضرب توسط دیگری بودند اوضاع خوب پيش مي رفت تا اينکه دو هفته به ايام عاشورا باقي بود و آنها هنوز پول طبل را تهيه نکرده بودند راه دیگری برای تهیه پول نمی شناختند اما حالا اطراف آنها خلوت تر از گذشته شده بود يک بار پليس آنها را دستگير ميکند چند بار مردم با سنگ به آنها حمله مي کنند برخي فحاشي مي کنند و در آخرين روز سر يکي از آنها به شدت مجروح مي شود و کار به درمانگاه مي کشد
خسته و تن زخمي به بازار مي روند و فروشنده وسايل مذهبي که اوضاع آنها را می بیند با تخفیف زیاد آنها را صاحب یک طبل بزرگ میکند
سکانس آخر:
يکي از آنها باند سفيد رنگي بر سر شکسته خود دارد در ميان هياهو مردم ، دود اسپند ، پيشانی بند هاي سرخ و زنجير زني و قمه زني ، دو پسر پیروزمندانه در حالي که طبل بزرگ را مي نوازند مانند شوالیه ها جلو مي آيند ، حالا دنياي بزرگ آنها فقط در يک طبل خلاصه مي شود
حالا مردمي که تا چند روز قبل آنها را سنگ زدند با صدای طبل آنها زنجير مي زنند و بر سر و سينه مي زنند
و روي پرچم نصب شده روي طبل چند اسکناس ديده مي شود و ........
و اینجنین رقص و آواز و نواختن ضرب با آرزوی نواختن طبل عزاداری تحقق یافت .......
